پنجشنبه، ۶ آذر ۱۴۰۴

اگر فکر میکنید چرخ فقط وسیلهای برای حرکت خودرو است، باید دوباره فکر کنید. از شاهکارهای سیمی گرفته تا رینگهای آلیاژی خیرهکننده، تعداد کمی طراحی در تاریخ وجود دارد که آنقدر نمادین هستند که بهتنهایی شایسته حضور روی یک پوستر باشند.
این طرحها بارها و بارها تقلید شدهاند، اما بهندرت کسی توانسته بهتر از آنها بسازد. در ادامه ۱۰ نمونه از رینگهای افسانهای را معرفی میکنیم که مقایسهشان با قالپاقهای معمولی، منصفانه نیست.
بوگاتی در دهه ۱۹۲۰ با رینگهای آلومینیومی یکپارچه که کاسه ترمز داخلشان ریختهگری شده بود، استانداردی تازه تعریف کرد. سادگی خیرهکننده طراحی و ابعاد بزرگ این رینگها، آنها را به «پدرخوانده» رینگهای آلیاژی بدل کرد. نخستینبار روی خودروی افسانهای تایپ ۳۵ دیده شدند. جالب اینجاست که حتی رینگهای مدرن امروز تازه به قطر آن چرخها رسیدهاند.
هرچند بعدها هزاران نسخه کپی ارزان از آنها ساخته شد، اما جذابیت اصیل مینیلایتها هنوز دستنخورده است. این رینگها در اصل برای مینیهای مسابقهای دهه ۱۹۶۰ طراحی شدند. موفقیت در پیستها و مراحل رالی باعث شد تقاضا برای این رینگهای منیزیمی بهشدت افزایش یابد و روی بسیاری از خودروهای مسابقهای آن دوران نصب شوند. با این حال، بهنظر میرسد که همیشه روی همان مینی کوچک و اصلی، زیباترین جلوه را داشتهاند.
آمریکاییها اولین کسانی بودند که سراغ طراحی پنجپر رفتند و آن را از جنسهای مختلف مثل منیزیم، آلومینیوم و فولاد ساختند؛ روی خودروهایی مثل شلبی موستانگ تا AMC جاولین نصب میکردند. آلمانیها هم با رینگهای فورجشده پنجپر فوکس برای پورشه وارد رقابت شدند. اما نسخه بریتانیایی یعنی همان راستایلهای فولادی پرسکاریشده بهترین تفسیر برای این سبک بود.
این رینگها از سال ۱۹۲۹ در میلان بهصورت دستساز تولید میشوند و ترکیبی بینظیر از زیبایی و عملکرد را نشان میدهند. چرخهای سیمی Ruote Borrani به لطف تعداد زیاد پرهها و درهمتنیدگی پیچیده آنها استحکام فوقالعادهای دارند، با رینگهای آلیاژی سبکوزن ساخته میشوند و البته میراث پرافتخارشان در دنیای مسابقات، جذابیتشان را دوچندان میکند. این رینگها همزمان خیرهکننده و کاربردیاند؛ از فرمول ۱ قهرمان جهان گرفته تا جیتیهای خاص، مثل لامبورگینی 350GT. از آن استفاده میکنند.
در میانه دهه ۱۹۵۰، دانلوپ با معرفی رینگهای سهتکه آلیاژی مخصوص مسابقات، تحولی شگفت ایجاد کرد. این رینگها چون ساختهشده از متریال همتراز صنایع هوایی هستند، سبکوزنی خیرهکنندهای داشتند بدون آنکه استحکام موردنیاز برای رقابت از بین برود. آنها روی جگوار D-Type نصب شدند و همانقدر که در بریتانیای پساجنگ تحسینبرانگیز بودند، در پیست لمان هم خوش درخشیدند.
انگار طراحی آیندهگرای سیتروئن SM بهتنهایی کافی نبود! این کوپه خاص حتی با رینگهای ساختهشده از رزین کربنی هم عرضه میشد؛ مشابه نمونههایی که برای رالی شرق آفریقا آماده شده بودند. این رینگها که توسط میشلن ساخته میشدند، کمتر از نصف وزن مدلهای استاندارد بودند. مثل خود SM، این فناوری هم سالها جلوتر از زمان خودش بود و بار دیگر ثابت کرد سیتروئن همیشه اهل نوآوری است.
گاهی سادهترین انتخاب، زیباترین است. در دهه ۱۹۴۰ بسیاری از خودروسازان، رینگهای فولادی ساده را با حلقههای کرومی براق ترکیب میکردند؛ حلقههایی که درخششی خاص به دور تایر میدادند و جلوهای شبیه مرکز شناور ایجاد میکردند. از بیوک و پاکارد گرفته تا مدلهای مختلف فورد، همه به این سبک روی آوردند. قیمت مناسب و ظاهر جذاب هم باعث شد این رینگها پای ثابت هاترادها و ماسلکارها شوند.
ترکیب زیبایی خام و عملکرد واقعی؛ این همان چیزی است که رینگهای هالیبرند را به یکی از نمادهای دهههای ۵۰ و ۶۰ تبدیل کرد. ساختهشده از منیزیم و پرکاربرد در همهچیز، از ایندیکارهای برنده مسابقات ۵۰۰ مایلی گرفته تا هاترادها، دراگسترها و خودروهای کان-اَم. معروفترین مدل آنها طرح Kidney Bean بود که تقریبا برای هر خودرویی قابل سفارش بود؛ حتی یک فورد آنگلیای کوچک!
چه روی یک لامبورگینی میورا باشند و چه اسپادا، رینگهای ایتالیایی کامپانیولو همیشه یادآور شکوه ابرخودروهای دهه ۱۹۶۰ هستند. این رینگها از منیزیم ساخته میشدند و پشت آنها نامی آشنا قرار داشت: شرکت دوچرخهسازی کامپانیولو، مخترع مکانیزم آزادکننده سریع چرخ. نتیجه چه شد؟ ترکیبی از اصالت مسابقهای و طراحی عضلانی، درست مثل سوپراسپرتهایی که زینتبخششان بودند.
در دهه ۱۹۷۰ اگر میخواستید در خیابانها خودی نشان دهید، رینگهای کازمیک انتخاب شماره یک بودند. طراحی خاصشان با پرههای براق و تضاد چشمگیر فضای سیاهرنگ بینشان، جلوهای منحصربهفرد میساخت. این رینگها در مدلهای مختلف تولید میشدند اما همگی یک ویژگی مشترک داشتند: پرههای براق و برجستهای که از مرکز بیرون میزدند. بهترین جلوهشان را هم روی مینی و فورد کاپری میشد دید.